سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

لینک دوستان
شیدای اصفهانی
علیرضااحسانی نیا:فرزانگان امیدوار
جزیره علم
کانون فرهنگی شهدا
نظرمن
سارا
ازهردری-از هر کجا
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
عاشق آسمونی
.:: بوستان نماز ::.
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
کودک ونوجوان
سارا احمدی
.: شهر عشق :.
یادداشتهای فانوس
نور اهلبیت (ع)
نشریه حضور
باستان شناسی
برادران شهید هاشمی
مجله مدیران
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
زشت است بی تو زندگی زیبای عالم
سیاه مشق های میم.صاد
مُهر بر لب زده
ورزشهای رزمی
مهاجر
مکاشفه مسیح
لــعل سـلـسـبیــل
عدالت جویان نسل بیدار
صدای مردم نی ریز
جامع ترین وبلاگ خبری
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
رودخور
بهمن یاراحمدی
مناجات با عشق
فقط من برای تو
هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
*غدیر چشمه همیشه جاری*
به بهترین وبلاگ سرگرمی خوش امدید
دوست خوب
دوستانه
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
در محضر صاحبدلان
ورزشی
نگاه نو
معرفی نخل خلیج فارس
یاراحمدی
آباده
رودخور طبیعتی زیبا
انتخابات مجلس نیریز
نظرسنجی انتخابات مجلس
میثم علمدار
حامیان دکتر رضا صداقت ماه ترین
استاد طالبی
اینجا رفسنجان
استاد اسدنیا
عاشق کربلا
اشعار قدیم و جدید
وب شعر
بچه های قطاربنه
رضا یاراحمدی
استاد تقوی
جواد سعادت
بلوچ دانشگاه کار
مسلم پرویزی
مجمع فرهیختگان بخش قطرویه
نی ریز پرس
نبض نی ریز
تو چی فکر می کنی

مسئله تامین اولیه معیشت دغدغه اصلی رهبری و مردم

دغدغه‌های رهبر معظم  انقلاب اسلامی نسبت به مسائل زندگی مردم بر هیچ کس پوشیده نیست؛ اما به رغم تذکرات، برخی از مسئولان خود را به ندانستن می‌زنند!
«تابناک » برای یادآوری به این دسته از مسئولان، گوشه‌هایی از این دغدغه‌ها را منتشر می‌کند. ذکر این مهم لازم است که این متن از محتوای سخنان رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس در تاریخ بیست و نهم خرداد 1379 بیان شده است.
«البته اولویّت‌ها را در نظر بگیرید. من در پیامى هم که به مناسبت افتتاح مجلس به شما عزیزان عرض کردم، این نکته را متذکّر شدم که همه کارها را دفعتاً نمى‌شود انجام داد؛ اولویّتها را در نظر بگیرید.
امروز در بعضى از گفته‌ها و اظهارات، راجع به شأن و شخصیّت و شرف و کرامت انسان در جامعه حرف زده مى‌شود. این بلاشک از اصول اسلامى است؛ اما کدام نقض کرامت انسانى بالاتر از این که انسانى، رئیس عائله‌اى، پدر خانواده‌اى، در جامعه‌اى که در آن همه‌چیز هم هست، نتواند اوّلیات زندگى فرزندان خودش را تأمین کند؟! کدام تحقیر از این بالاتر است؟! کدام نقض شخصیّت و شرف و کرامت انسانى از این بالاتر است؟!
صبح تا شب کار کند، آخرش به من یا به شما یا به آن مسئول دیگر نامه بنویسد که من دو ماه است به خانه‌ام گوشت نبرده‌ام! یک وقت در جامعه گوشت و میوه نیست، من و شما هم نمى‌خوریم؛ یک وقت در جامعه امکانات رفاهى نیست، من و شما هم استفاده نمى‌کنیم؛ یک وقت ایام عید که مى‌شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمى‌کنند.
در این حالت کسى احساس سرشکستگى نمى‌کند ـ البلیة اذا عمت طابت ـ اما وقتى همه چیز هست، وقتى کسانى در جامعه با استفاده از فرصت‌هاى نامشروع توانسته‌اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگی‌هاى تجمّلى فراهم کنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند که برایشان پول خرج کردن هیچ اهمیتى ندارد، جمع کثیرى از مردم که در بین آنها رزمندگان و عناصر نظامى و کارمندان دولت و معلمان و روستاییان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنیر بچه‌هایشان را فراهم کنند، کدام شکستن شخصیّت و شرف انسانى از این بالاتر است؟! شما مى‌خواهید جواب چه کسى را بدهید؟ شما مى‌خواهید دل چه کسى را خوش کنید؟ شما مى‌خواهید چه کسى از شما راضى باشد؟

بله، مسأله معیشت قطعاً در اولویّت اوّل است. معیشت که نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست؛ حفظ عصمت و عفت هم نیست؛ امید هم نیست. کسى را که به موقعیتى دست پیدا کرده، به خاطر این که براى رفع نابسامانى و فقر، تلاش و مجاهدت کند و شب و روزِ خودش را صرف نماید، ملامت نخواهند کرد. اولویّتها را پیدا کنید. مسائل اساسى جامعه اینهاست.
عزیزان من! شما بدانید که دشمن شما، دشمن این انقلاب، دشمن این نظام، بُرنده‌ترین حربه‌اى که در اختیار خواهد داشت، فقر و گرفتارى اقتصادى مردم است. روى این مسأله باید فکر کرد.
گرفتاری‌هاى اقتصادى مردم، همین بیکارى‌ است که در کلمات شما تکرار مى‌شود و درست هم هست؛ همین کمبودها و همین مشکلات فراوان است. البته فسادهاى گوناگون، سوءاستفاده‌هاى گوناگون، تبعیض‌هاى گوناگون، مشکلات ادارى و مشکلات قضایى هم در کنارش هست. اولویّت اوّل براى شما این است که امید مردم را حفظ کنید. اولویّت اوّل این است که شکم مردم را سیر کنید».

» نظر

بخوان دعای فرج را که یار می آید

نیمه ماه شعبان المعظم، میلاد دوازدهمین بدر منیر آسمان امامت و ولایت است، دردانه ای از سلاله پاک حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمومنین علی علیه السلام، همان که ظهورش را در دعای فرج به انتظار نشسته ایم.

 
بخوان دعای فرج را، که یار می آید

ز سوی کعبه یکی تک سوار می آید

برای شیعیانی که محضر امامان خود را در زمان حیات درک نکرده اند، آرزویی بالاتر از دیدار آن یار غایب از نظر، آرامبخش نیست، همو که ظهورش جهان پر از بیداد و ستم را مستغرق عدالت و مهربانی می کند و بنیان خودکامگان را برهم می زند.

بخوان دعای فرج را، ظهور نزدیک است

رسیده مـژده به دلـها، قـرار می آید

او که مستضعفان جهان در رکابش وارثان زمین خواهند شد و ستمگران تاریخ را از سریر خودکامگی به زیر می کشد،همو که فریاد"هل من ناصر ینصرنی" جدش حسین علیه السلام را با لبیکی که جهان ندایش را خواهد شنید، پاسخ می دهد و خون حسین(ع) را که در تمام تاریخ جوشیده است، خونخواهی می کند.

بخوان دعای فرج را، به حق خون حسین

زمان وصل رسیده ، نگار می آید

او که همانند جدش حسین(ع) از کنار کعبه، قیام خود را آغاز می کند تا باردیگر همچون جدش رسول الله، کعبه را کانون دل های عاشق کند و بت های نوساخته در افکار مسلمانان را همچون جدش ابراهیم درهم می شکند.

بخوان دعای فرج را، که وعده کرده خدا

ز سوی کعبه یکی تکسوار می آید

و این وعده الهی در زمان مقرر آن به انجام خواهد رسید، روزی که چشمان منتظران به جمال قائم آل محمد عجل الله فرجه الشریف روشن شود و شعبان یادآور ولادت مهدی آل محمد است.


» نظر

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد 
بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد 
بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی 
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد 
جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو اما 
خاک این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد 
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد 
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد 
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم 
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد 
در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری 
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد 
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید 
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد




 


» نظر

در زندان غیبت کی شود باز؟

گفتی به ما پرواز- پرواز

در زندان غیبت کی شود باز؟

بدون تو چگونه پرگشاییم؟

برای هر عمل هستی سر آغاز

برای ما نمانده سوز و آهی

تو می گویی بخوان آواز- آواز؟

میان ما خوارج یکه تازند

کدامین ارتش و نیرو و سرباز؟ !

سخن کوتاه آقا جان-غریبی

نداری یاور و دلسوز و غمساز

مرا از خواب شب بیدار گردان

ز خواب غفلت و خودبینی و ناز 

 


» نظر

این جمعه هم گذشت

این جمعه هم گذشت

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

 می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت   

دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

 بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت

 تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت

 مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

 


» نظر

لیمو ترش میوه ضد سرطان

لیمو ترش محصولی معجزه گر در نابودی سلول های سرطانی است ، و 10000 بار قویتر از شیمی درمانی عمل می کند. چرا ما چیزی درباره آن نمی دانیم؟ زیرا آزمایشگاه ها در ساختن ترکیبات آن سود بسیار زیادی کسب می کنند .به گزارش خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) ،تحقیقات نشان می دهد آب لیمو ترش در جلوگیری از سرطان سودمند است.طعم آن بسیار خوشایند است و عوارض جانبی شیمی درمانی را ندارد.بسیاری از مردم دراثر سرطان می میرند درحالیکه این راز همچنان حفظ می شود تا منافع شرکت های فعال در این عرصه به خطر نیافتد.لیمو ترش را می توان به صورت های متفاوت مصرف نمود. قسمت گوشتی آن را خورد یا آب آن را مصرف نمود ، به صورت شربت و یا صور دیگر. جالب ترین خاصیت آن اثرش برروی کیست ها و تومورهاست . ثابت شده است که این گیاه درمان گر همه انواع سرطان است.همجنین بعنوان یک ضد قارچ و عفونت ها و کرم ها محسوب می شود . فشار خون بالا را تنظیم می کند و و ضد افسردگی است و با استرس و اختلالات عصبی مبارزه می کند. منبع چنین اطلاعاتی بسیارجالب است ، یکی از بزرگترین تولید کننده های دارو در دنیا . این کارخانه بزرگ دارویی فاش ساخته است که آزمایشات آزمایشگاهی که ازسال 1970 انجام شده است نشان می دهد که لیمو ترش سلول های سرطانی را در 12 نوع سرطان ازجمله سرطان روده ، سینه ، پروستات ، ریه و پانکراس نابود می کند.

 

 


» نظر

لزوم ورود جوانان و نخبگان علمی به بدنه مدیریتی شوراهای اسلامی

چگونگی حضور مردم در اداره امور و نقش‌آفرینی «پایدار و پیوسته» آنها در عرصه جامعه و سیاست به دلایلی از جمله «کرامت و ارزش والای انسانی و آزادی او» و نیز ترس از تکرار دولتی تمامیت‌خواه و شکل‌گیری نظامی استبدادی با خوی و خصلتی تمرکز‌گرا به انحای مختلف مورد توجه قانونگذار بود و در قالب‌هایی از قبیل احزاب، شوراها و مجلس شورای اسلامی زمینه‌های حضور آگاهانه مردم را ساماندهی کرد. قانونگذاران برای تضمین اجرای این رویکرد‌ها با توجه به خاستگاه آیینی و فقاهتی عموم نمایندگان روشی متفاوت اتخاذ کرده‌اند. از نوع بیان مربوط به اصول شوراها می‌توان دریافت که آنها از انکار یا اجرای ناقص قانون اساسی در آینده نگران بوده‌اند، به نحوی که در اصل هفتم به‌عنوان بن‌مایه اصلی شوراها برای تمهید بهتر شرایط پذیرش و اجرای آن به آیات قرآن کریم استناد می‌کنند که چنین شیوه‌ای جز در سه، چهار اصل کلیدی دیگر دیده نمی‌شود که در هر کدام از آنها تنها به یکی از آیات کتاب خدا استناد شده است. شاید قانونگذاران نگران بوده‌اند که بعدها خاستگاه فکری نگرش مردم‌سالارانه نظام که در قالب رویکرد شوراهای فراگیر ملی و محلی تحقق می‌یابد به آبشخورهای فکری دیگر نسبت داده شود و مورد بی‌مهری قرار گیرد. در مقدمه قانون اساسی نکته‌ای کلیدی وجود دارد که کمتر دیده شده است. در آنجا به صراحت بیان می‌شود قانون اساسی تضمین‌گر نفی هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی است و برای گسستن از سیستم استبدادی و سپردن سرنوشت مردم به خودشان تلاش می‌کند.یکی از مهم‌ترین طرق رسیدن به این آرمان و چشم‌انداز بلند نظام، تحقق «مدیریت‌ها و شوراهای محلی» است. این رویکرد در جغرافیای ایران معنا و ضرورت خاص خود را دارد. توجه به مقتضیات محلی، واژه‌ای‌ کلیدی درخصوص شوراها و مدیریت‌های محلی در قانون اساسی است. می‌دانیم جغرافیای ایران با تنوعی گسترده در شاخص‌های محیطی و انسانی مواجه است.جنوب تا شمال ایران از حیث دسترسی به انرژی خورشیدی و منابع آب و همچنین وضعیت ناهمواری‌ها، تنوع زیستی گسترده‌ای را پدید آورده است. در کنار این شاخص‌ها، تفاوت‌های فرهنگی و انسانی از جمله قومی- زبانی- آیینی سبب شده است تا مناطق زیستی مختلف از هم متمایز و هر کدام ویژگی‌ها یا به قول قانون اساسی مقتضیات خاص خود را داشته باشد. مجموعه اینها فرهنگ پربار ایران را متجلی می‌کند. اداره هرکدام از این نواحی قاعدتا با توجه به تفاوت‌ها و تکثرها باید مقررات‌گذاری و تصمیمات خاص خود را نیز داشته باشد. حدود این مقررات متفاوت، علاوه بر اصول قانون اساسی، حفظ امنیت و حراست از تمامیت ارضی کشور است. این نکته هم در اصل صدم قانون اساسی به وضوح مطرح شده است. به عنوان مثال مسکن نیازی عمومی در همه کشورها از جمله ایران است؛ اما معماری، سازه‌ و استفاده از مصالح، تراکم و همچنین سرانه آن در نواحی مختلف با توجه به اقلیم و آداب اجتماعی و ظرفیت‌های اقتصادی و تراکم انسانی تفاوت‌هایی دارد.اینکه در دولت مرکزی، آیین‌نامه‌ای بدون توجه به این تفاوت‌ها صادر شود و منابع ملی برای ساخت مسکن بی‌توجه به این تنوع‌ها صرف شود عملا نادیده گرفتن اصل بهره‌گیری بهتر از منابع ملی و توجه به مقتضیات محلی است. این دغدغه‌ها در زمان قانونگذاری به مراتب بیش از امروز مورد توجه اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی بود به طوری که در تمامی جلسات مربوط به شوراها که به ریاست شهید دکتر بهشتی تشکیل می‌شد این مهم را شاهد هستیم. ایشان در یکی از جلسات درخصوص جایگاه شوراهای محلی و مشخصا شورای‌عالی استان‌ها چنین بیان می‌کند که شورای‌عالی استان‌ها در عرض شورای ملی است. شورای‌عالی استان‌ها، با مجلس شورای ملی (اسلامی) هیچ فرقی ندارد. چون هر دو در راس هستند و از طرف ملت انتخاب می‌شوند. از منظری دیگر مطرح می‌شود که مرجع انحلال شوراها قطعا غیر از قوه‌مجریه است. بنابراین شکل‌گیری نظام شورایی در سطوح مختلف، واگذاری امور محلی به آنها برای تحقق تمرکززدایی و جلوگیری از استبداد و همچنین اختیار مقررات‌گذاری، نظارت، تصمیم‌گیری و اجرا برای امور محلی مورد تاکید قانونی اساسی است. هرچند جایگاه کنونی و ساختار نهاد شورایی، با این نگاه و رویکرد فاصله دارد و نتایج بازدارنده عدم اجرای آن نیز نمایان است. به نحوی که امروزه برعکس این شرایط اقدام می‌شود و مثلا نظارت بر مصوبات شوراها و حتی انحلال آنها با محوریت دستگاه اجرایی است و در شهری مانند تهران تا سطح فرمانداری تنزل یافته است. صیانت از جایگاه شوراها و واگذاری امور مدیریت محلی به آنها تاکید قانونی اساسی است که به‌ویژه در بیان و جمع‌بندی‌های شهید بهشتی نمودار است و امروز پس از سه دهه از آن زمان بیش از گذشته ضرورتی بین‌المللی است و در شعار «اقدام محلی جهان را به حرکت وا می‌دارد» تجلی یافته است. در شرایط کنونی بعد فراموش شده توسعه ملی، ظرفیت محلی است؛ هرچند مقدمه لازم برای این کار اصلاح قانون فعلی شوراهاست و بنابراین صیانت از جایگاه قانونی شوراها و همچنین تحقق مدیریت یک‌پارچه محلی باید مجددا در دستور کار قرار گیرد. اصلی که در قوانین برنامه‌های سوم و چهارم بنیانگذاری شد و بسط یافت. اگرچه این رویکرد در قانون برنامه پنجم تنزل یافت.( منبع وب سایت آفتاب نیوز).

اینجانب اعتقاد دارم که با توجه به رشد نسبتا خوب نیروی انسانی حد اقل از نظر کمی، وقت آن رسیده است تا افراد با تخصصهای دانشگاهی و ترجیحا تحصیلات تکمیلی در شوراهای اسلامی عضو شوند و بتوانند با ایده های جدید خود مسیر توسعه کشور را از طریق تقبل امورات مختلف فراهم سازند. متاسفانه آنچه را که در حال حاضر شاهد هستیم این است که افراد با سطح پائین علمی در شوراها عضو می شوند و نخبگان علمی جامعه تمایل چندانی به حضور در این عرصه را ندارند. آنچه شاهد هستیم این است که کار شوراها به پائینترین سطح ممکن که در شهرها انتخاب شهردار و انجام امورات مربوط به حوزه شهرداری است تنزل پیدا کرده است و در روستاها تقریبا عملکرد موثر شوراها به حد صفر رسیده است.حقیقتا جای کار بسار زیاد است و شوراهای اسلامی بایستی در همه زمینه های مورد نیاز جامعه ورود نمایند و در زمینه توسعه علمی، توسعه فرهنگی و اجتماعی، توسعه زیر بناهای اقتصادی و توسعه سیاسی برنامه داشته باشند. در همه این زمینه ها شورا های اسلامی بایستی بعنوان یک نهاد مدنی و مردمی تلاش نمایند تا منافع عمومی  مردم و جامعه را پیگیری نمایند و برای دفاع از حقوق مردم هیچ حدی برای خود قائل نباشند. بسیاری از اموراتی را که هم به لخاظ قانونی و هم از نظر توانمندی شوراها می توانند بهتر از بخش دولتی انجام دهند کماکان در دست دولت مانده است. باید شوراهای اسلامی به گونه ای بازسازی گردند که مصوبات شوراها هم در سطح روستاها و هم در سطح شهر ها قانون تلقی شده و لازم الاجرا توسط مسئولین اجرائی گردد. اگر چه رسیدن به حد مطلوب به گذشت زمان نسبتا کافی نیاز دارد اما آنچه در کوتاه مدت می تواند عملی گردد ورود نیروهای جوان و دارای تحصیلات دانشگاهی به عرصه شوراهای اسلامی خصوصا در مناطق روستائی کشور می باشد. آنچه که در عمل مشاهده می گردد علی رغم وجود افراد تحصیلکرده هنوز هم بدنه شوراهای روستائی ما از نظر علمی ضعیف می باشد و هنوز افراد با تحصیلات بسیار کم بدنه شوراهای اسلامی روستائی را تشکیل می دهند. عدم وجود اعتماد به نفس جوانان نخبه برای ورود به عرصه های قانونگذاری و اجرائی از مهمترین ضعفها در این مسئله می باشد که امیدواریم در آینده مرتفع گردد و شاهد پویائی بیشتری در این زمینه ها باشیم. با توجه به اینکه انتخابات شوراهای اسلامی سال آینده و به طور همزمان با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برگزار می گردد بسیار شایسته است تا افرادی که این توانمندی را در خود احساس می کنند و خصوصا از دانش کافی برای خدمت به مردم برخوردار هستند خود را برای حضور در این عرصه آماده کنند و از این طریق برای خود و جامعه مثمر ثمر باشند./


» نظر

چگونه می توانیم شادی را به خود و اطرافیان هدیه کنیم؟؟

چهل مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا
 
1-  گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم.

3-  تلاش کنیم کمتر گله کنیم.

4 -  با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.

5 - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.

6 -  بیشتردعا کنیم.

7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.

8-  هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.

9-  لذت عطسه کردن را حس کنیم.

10-  قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.

11-  زیر دوش آواز بخوانیم.

12- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13-  گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14-  با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15-  برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!

16-  از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.

17-  برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!

18-  مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری کنیم.

19-  در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20-  گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21-  گاهی از درخت بالا برویم.

22-  احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23-  گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.

24-  بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.

25-  وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم

26-  در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.

27-  سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.

28-  رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29-  وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.

30-  زیر باران راه برویم.

31-  کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم ..

32-  قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33-  چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34-  اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.

35-  هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36-  احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.

37-  به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.

38-  گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39-  تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.

40-  از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.


» نظر

زندگی معلم بزرگی است

زندگی معلم بزرگی است.  درس هایی می آموزد که در هیچ کتابی نیست و در هیچ دانشگاهی تدریس نمی شود.  آنها که به کتاب ها و نوشته ها بسنده کردند و مغرور شدند از درس های بزرگ زندگی محروم شدند و بسیار آسیب دیدند.

زندگی می آموزد که شتاب نکن.

زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتی دریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبوده شاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز گشته است.

زندگی می آموزد از دست دادن آنقدر هم که فکر می کنی سخت نیست.

زندگی می آموزد رنج ها و سختی ها با همه تلخی که در کام تو دارند اگر خودت بخواهی می توانند بسیار آموزنده و رشد دهنده باشند.

زندگی می آموزد چیزهایی که بزرگترها سر آن دعوا می کنند بزرگتر از چیزهایی نیست که کوچک ترها سر آن دعوا می کنند.

زندگی می آموزد همه لحظات تبدیل به خاطراتی شیرین می شوند بعداً که می گذری و تو در آن لحظه بی تابی می کردی و این را نمی دانستی.

زندگی می آموزد آنها که از تلخی ها می گریزند شیرینی ها را نخواهند چشید و آنها که از سختی ها می ترسند به آسودگی نخواهند رسید.

زندگی می آموزد گذشت و مهربانی شیرین است.

زندگی می آموزد آنکه کام دیگران را تلخ می کند غیر ممکن است کام خودش شیرین باشد.

زندگی می آموزد سادگی زیباتر است.

زندگی می آموزد بار بر دوش دیگران نهادن، شانه های خودت را سنگین می کند و بار از دوش دیگران برداشتن، خودت را سبکبار می کند.

زندگی می آموزد صمیمیت را.

زندگی نشان می دهد کسانی را که سنگین و بزرگ راه رفتند و خرد و شکسته شدند.

زندگی می گوید من با تو مهربانم، خیلی مهربانم اگر تو با خودت نامهربان نباشی.

زندگی می گوید تو خیلی وقت ها مرا گم می کنی.  جاهای عجیبی بدنبال من می گردی، جاهایی که شاید حتی زندگیت به تنگنا کشیده می شود.

زندگی می گوید خیلی وقت ها تو از چیزی می گریزی و به تنگ می آیی که همانجا بوی عطر من پیچیده است.  وقتی دست سالخورده ای را می گیری و با حوصله پا به پای او عرض خیابان را طی می کنی، وقتی به صورت کودکی گریان می خندی، وقتی نوازش دستان گرمت وجود لرزان یتیمی را گرم می کند.  وقتی با حوصله و مهربانی نگاهت را به نگاه خسته پدر و مادرت گره می زنی.  وقتی به همسرت فرصت می دهی تا در چشمه شکیبایی تو غبار آشفتگی و دلتنگی و خستگی اش را بزداید.  وقتی با مهر و صبوری می خندی تا خنده زیبایت خنکایی باشد برای آنکه در گرمای زندگی جوش آورده است.

می بینی زندگی چه پیداست.  کاش از چشمه زندگی فرار نکنی و لختی کنارش بنشینی و دویدن های بی امان این فرصت را از تو نگیرد که کفش هایت را درآوری و پایت را در زلالش از رنج شتاب های پی در پی برهانی.  از آنها نباشی که مهمند و به هرکس می رسند می گویند وقت ندارم.  از آنها نباشی که سلام دیگران را نمی شنود و لبخندشان را نمی بیند.

زندگی چه معلم مهربانی است. 

 

 


» نظر

سلام بر نیمه شعبان و ظهور مولودش

 

الهی رجب گذشت و ما از خود نگذشتیم. تو از ما بگذر

سلام بر شعبان و اعیادش

سلام بر حسین و عباسش

سلام بر سجاد و سجودش

سلام بر نیمه شعبان و ظهور مولودش

 فرا رسیدن شعبان المعظم ، بهار بوستان نبوی مزین به شکوفائی گلهای سرخ امامت، حضرت امام حسین(ع)، حضرت امام سجاد(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و فخر کائنات امام زمان ( عج) بر همه ولایتمداران حقیقی و پیروان راستین ائمه اطهار(ع) تبریک عرض می نمایم.

 

برادر کوچکتان

رضا صداقت


» نظر
   1   2      >